سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
170
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
و در عبارت [ اقوم آل حصن ام نساء ] دلالت است كه تمام آل حصن مردان آل حصن ميباشند منتهى شاعر در مقام مبالغه در ذمّ گفته است نمىدانم مرد بوده يا زن ميباشند . و همچون تدلّه و تحيّر و عشق در حبّ كه در قول عبد الله بن عمرو العرجى آمده : تاللّه يا ظبيات القاع قلن لنا * ليلاى منكنّ ام ليلى من البشر يعنى : شما را به خدا قسم مىدهم اى آهوهاى صحراى هموار و صاف بگوئيد به من : آيا ليلاى من از جنس شما بوده يا از جنس بشر مىباشد . كلمه [ القاع ] زمين مستوى و مسطّح را گويند . شاعر در اين بيت ابتداء [ ليلى ] را به نفس خويش اضافه كرده و بار دوّم نام او را صريحا ذكر نموده است و اين معنا استلذاذ مىباشد . شاهد در تجاهل عارف است كه به جهت متحيّر بودن در محبّت ليلى بااينكه مىدانست ليلى از جنس آدميان است نه از جنس آهوان معذلك سؤال كرده است . سپس شارح گويد : آنچه ذكر شد نمونهاى از نكات تجاهل عارف است و افراد و مصاديق آن بيش از آنست كه قلم به آن احاطه پيدا كرده و آنها را شرح دهد . متن و منه القول بالموجب و هو ضربان : احدهما : ان تقع صفة فى كلام الغير كناية عن شئ اثبت له حكم فتثبتها لغيره من غير تعرّض لثبوته له او نفيه عنه نحو قوله تعالى :